« شهید سید موسی سید آموزنده»
نام پدر: سید مصطفی
تاریخ تولد :1343
محل تولد : فومن
رشته تحصیلی : صنایع اتومبیل( دانشگاه فنی یزد)
تاریخ شهادت :۱۳۶۵/۷/۲
محل شهادت: جزیره مجنون
«خصوصیات اخلاقی شهید»
شهید سید آموزنده الگوی برجسته ای درخانواده به حساب می آمد ودر هر فرصتی به سایر برادران و خواهرانش در مورد مسائل شرعی و نحوه ی رعایت آنها صحبت می کرد. وی دارای رفتاری پسندیده و برخوردی بسیار معقول بود، به طوری که با هر کسی ارتباط برقرار می کرد، وی را به سوی خودش جذب می نمود . در محیط بیرون از منزل نیز همانگونه که شایسته ی یک انسان مومن بود، برخورد می کرد. علاقه ی زیادی یه مطالعه ی کتب مذهبی داشت و اکثر اوقات برای فعالیت هایدینی و مذهبی خود به مسجد دهقان «گراب پس » می رفت . سید موسی دارای استعداد و هوش بالایی بود و گرایش عجیبی به فراگیری علوم دینی و الهیات داشت .در اوایل انقلاب ،با افراد زورگو و سرمایه دار مافع رژیم ستم شاهی شدیداً مخالفت می کرد و دور از چشم آنها بر دیوار محل آنها شعار می نوشت . آن قدر این مبارزات را ادامه داد تا توانست زمین داران مستبد را از منطقه بیرون نماید و زمین های آنها را به کمک عوامل انقلاب ، به مردم محروم بدهد.
« حلالم کنید و از من راضی باشید»
با توجه به آنکه سید موسی در دانشگاه یزد مشغول تحصیل در رشته ی صنایع خودروسازی بود، اما علاقه ی فراوانی به آموختن علم الهیات داشت و همیشه اظهار می نمود که باید در این رشته ادامه تحصیل بدهم .در همین بین ، بدون اطلاع خانواده نیز از طریق بسیج دانشگاه با سایر دوستان دانشجوی خود به جبهه اعزام میشد . ما هم به خیال آنکه سید موسی در دانشگاه درس می خواند وخبری از جبهه وجنگ نیست، بدون آگاهی از عنصر غریب و ناشناخته ای که از معرفت در وجودش چنگ انداخته است ، به طوری که بعد از شهادتش باز هم نتوانستیم ، سید موسی را بشناسیم به کار و بار خویش مشغول بود یم .تعطیلات پایان ترم ،شروع شد و شهید سید آموزنده نیز به منزل آمد تا چند روزی را در کنار مان بماند . دور از چشمان پدر و مادر وصیت نامه ای تنظیم و به خواهرشان که همسر شهید بود ، تسلیم نمود . کسی را از هدفش باخبر نکرد فقط گفت : اگر شهید شدم نامه ام را به خانواده ام بدهید .
آری سید موسی برای خداحافظی و حلالیت آمد و قصد داشت تا تعطیلات را به جبهه اعزام شود .دائماً به خاطر آنکه ما متوجه نشویم اظهار می کرد برای پروژه ی تحقیقاتی به استان های دیگر می رود و اگر موفق به تماس با ما نشد دلواپس نباشیم . در همان چند روز که بین ما بود ، پروانه وار به دور ما می گشت و از هر کاری برای رضایت ما کوتاهی نمی کرد .سید موسی بسیار خوددار بود و به آرمان و هدفش عشق می ورزید . روزی که قرار بود ، سید موسی از ما جدا شده و ظاهراً به دانشگاه برود ، چند بار این جمله را تکرار کرد که پدر و مادر حلالم کنید و از من راضی باشید و بهد ، راهی دیار سالکان طریقت شد .او ، هرگز نخواست کسی از هجرتش مطلع شود . آن روز که به ما شهادتش را اطلاع دادند و مقارن آن ،خواهرش نیز وصیت نامه ی سید موسی را به ما داد ، به این حقیقت پی برذیم که شهید آموزنده ،چه قدر عاشق خدا ، قرآن و گوش به فرمان اما خود بود و با شنیدن فرمان بسیج سراسری اما خمینی به ندای ایشان لبیک گفت و فرصت را از دست نداد !
«نقل از مادر شهید»
-----------------------------------------------------------------------------------------
مقلد اما باشید تا زمانی که زنده هستید ! نماز را همیشه به پا دارید و قرآن زیاد بخوانید ، شوخی کم بکنید و به جای شوخی ،حدیث ائمه اطهار را بگویید و یا مطالعه کنید !
«فرازی از وصیت نامه ی شهید »
منبع: کتاب سرخ سیمایان سبز
- ۹۲/۰۷/۰۲
- ۶۶۳ نمايش