روزشمار ماه رمضان: روز چهاردهم
روز چهاردهم ماه مبارک رمضان در طول تاریخ، شاهد رخدادها و حوادثی بوده است و طبق روایات، اعمالی و دعاهایی نیز برای این روز ذکر شده است.
روز : شهادت مختار بن ابی عبیده ثففی (رحمه الله) سال 67 هجرت
در این روز سنه 67, مختار ابن ابى عبیده در کوفه کشته شد در جنگى که ما بین او و معصب بن زبیر واقع شد و پس از قتل مختار، مصعب بر کوفه مسلط شد و داخل دار الاماره گردید و اصحاب مختار را یک یک بکشت. پس حرم (عیال و خانواده) مختار را طلبید و امر کرد که از مختار تبرى جویند و او را لعنت کنند و اگر نه کشته شوند. تمامى تبرى جستند جز دختر سمرة بن جندب و دختر نعمان بن بشیر انصارى که گفتند چگونه لعن کنیم و بیرازى جوئیم از مردى که می گفت: رب من خدا است و قائم اللیل و صائم النهار بود و جان خود را در راه خدا و رسول (صلى الله علیه وآله) و در خونخواهى از کشندگان امام حسین (علیه السلام) بذل نمود و دلها را از کشتن ایشان شفا داد.
مصعب این مطلب را براى برادرش عبدالله نوشت. جواب آمد که باید تبرى از مختار جویند و اگر نه کشته شوند، دختر سمرة، مختار را لعن کرد و زنده ماند ولی دختر نعمان ابا کرد و کشته گشت و واقعه کشته شدن مصعب در روز 13 جمادى الاولى مذکور خواهد شد.
ابو اسحاق، مختار بن ابی عبید ملقب به کیسان، در سال اول هجری به دنیا آمد، وی از طایفه «ثقیف» از قبایل عربی طائف بود که در میان عرب معروف به شجاعت، سلحشوری، سخاوت و جوانمردی بودند. مختار از دوران کودکی، دارای عقل و هوش سرشار و فردی حاضر جواب، زیرک و بلند همت بود و در سختیهای زندگی و کوران حوادث، همیشه سربلند بود. سیزده سال بیشتر نداشت که همراه پدرش در جنگ «قسّ الطائف»، شرکت نمود.
وی از مشهورترین شخصیتهای عرب است که تاریخ اسلام به خودش دیده است. نقش زیادی در حوادث مهم سیاسی – اجتماعی داشته است. در سال 61، زمانی که مسلم بن عقیل (علیه السلام) به کوفه آمد تا برای حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) بیعت بگیرد، او اولین نفری بود که با مسلم (علیه السلام) پیمان بست، سپس خانهاش را در اختیار مسلم قرار داد تا در آنجا، مسلم از مردم بیعت بگیرد.
پس از ورود ابن زیاد به کوفه و فراری شدن مردم از دور مسلم، مختار به همراه عدهای دیگر از بزرگان کوفه به زندان افتادند، ولی پس از جریان کربلا، با وساطت شوهر خواهرش؛ عبدالله بن عمر -فرزند خلیفه دوم- که در میان مردم به عنوان صحابی رسول الله (صلى الله علیه وآله) و فقیه، مشهور بود، نزد یزید از زندان آزاد شد. پس از اطلاع یافتن از آمادگی مردم کوفه، در سال 64 هجری از مکه وارد کوفه شد. در این زمان قیام توابین با شکست روبرو شده بود. مختار پس از شکست قیام توابین، در تاریخ چهارشنبه 16 ربیع الثانی سال 66 هجری با شعار: یا لثاراث الحسین (علیه السلام) و بر اساس کتاب خدا، سنت رسول الله (صلى الله علیه وآله)، طلب خون امام حسین و یاری مظلومان قیام کرد و همه قاتلین جریان کربلا و کسانی که در آن واقعه نقش داشتند را به سزای عملشان رساند؛ یا به قتل رساند و یا آواره کرد و خانه آنها را ویران نمود تا غم¬های دل اهل بیت ((علیهم السلام)) و محبّین ایشان تا حدودی تسکین یابد.
از مجموع قرائن و روایات به دست میآید که خروج و قیام مختار، مورد رضایت خداوند و چهارده معصوم بوده است و شواهد زیادی بیانگر این امر است. مثلا یکی از قرائن این است؛ زمانی که میثم به همراه مختار در زندان به سر می برد، میثم به مختار درباره آینده اش خبر داد که او بر علیه قاتلین کربلا قیام خواهد نمود، بیشک اگر قیام او مورد رضایت اهل بیت (علیهم السلام)نبود، میثم این امر را به مختار گوشزد میکرد. از ظاهر برخی دیگر از روایات به دست می آید که قیام او با اذن و اجازه خاص امام سجاد (علیه السلام) بوده است. از جمله این روایات، اجازهای است که وی از محمد بن حنفیه گرفته است. شایان ذکر است که امام حسین هنکام سفر به کربلا محمد حنفیه را وصی و جانشین خویش اعلام فرموده و آن جناب تا بازکشت اسرا و استقرار حضرت سجاد در مدینه و اظهار عمومی امامت حضرتش به این ماموریت ادامه داده و بعد از آن هم اعلام به امامت حضرت سجاد نمود. لذا اجازه از محمد حنفیه که منصب وصی داشت دلیل بر رضایت ائمه از قیام او مختار است، و با توجه به اینکه از طرفی، مختار میدانست هر گونه حکومت و سیاستی جز به فرمان معصوم صحیح نیست، و از سوی دیگر با توجه به شخصیت و تقوای محمد، او بدون اذن امام زمانش، اجازه چنین کاری را صادر نمی¬کند، و عدم اذن مستقیم از امام (علیه السلام) به خاطر رعایت شرایط تقیه بوده است؛ او برای گرفتن اجازه به سراغ محمد بن حنفیه میرود، در این دیدار محمد بن حنفیه او را به تقوا سفارش میکند و با رعایت شرایط تقیه، سخنانی میگوید که مختار از آن، اجازه برای قیام می¬فهمد. و با توجه به شخصیت معنوی محمد بن حنفیه، میتوان گفت اجازه او با اذن امام سجاد بوده است.
در کلام خازنان وحی (علیهم السلام) کلمات متعددی در مدح مختار وارد شده است:
(1) حضرت امیر (علیه السلام) میفرمایند: «سیُقتل ولدی الحسین و سیَخرج غلام من ثقیف و یَقتل من الذین ظلموا ثلاثمائه و ثلاثة و ثمانین الف رجل» «به زودی فرزندم حسین کشته خواهد شد، ولی طولی نمیکشد که جوانی از قبیله ثقیف قیام خواهد کرد و از این ستمکاران، انتقام خواهد گرفت به طوری که تعداد کشتههای آنان به سیصد و هشتاد و سه هزار نفر خواهد رسید»
(2) حضرت امیر (علیه السلام) در ضمن بیان مشابهت مسلمین با بنی اسرائیل میفرمایند:
«به زودی ستمکاران، توسط کسی که خداوند برای انتقام ما بر آنان خواهد فرستاد، به بلایی گرفتار خواهند شد و این به خاطر فسق و جنایتی است که مرتکب شدهاند، همانگونه که بنی اسرائیل گرفتار عذاب شدند ... او جوانی از قبیله ثقیف است که او را "مختار بن ابی عبید" میگویند.»
(3) ابا عبدالله الحسین (علیهالسلام)، پس از خطبهای که در راه کربلا ایراد نمودند، میفرمایند:
«پروردگارا، آن جوانمرد ثقیفی را بر آنان مسلط کن تا جام تلخ مرگ و ذلت را به ایشان بچشاند و از قاتلان ما احدی را معاف نکند. به جای هر قتلی، کشتنی و به جای ضربت، ضربتی؛ و انتقام مرا و خواندن و دوستان و شیعیانم را از اینها بگیرد»
(4) پس از ارسال سر بریده عمر سعد و ابن زیاد نزد امام سجاد (علیه السلام)، ایشان در حق مختار فرمودند:
«حمد و ستایش خدایی را که انتقام ما را از دشمنانم گرفت و خداوند به مختار، پاداش و جزایی خیر عطا فرماید»
(5) پس از ارسال سر بریده و ابن زیاد نزد محمد حنفیه، ایشان فرمودند:
«خداوند به او پاداش خیر دهد و بهترین پاداش را بدهد. همانا او انتقام ما را گرفت و رعایت حق او بر همه فرزندان بنی مطلب واجب گردید»
(6) نزد امام باقر سخن از مختار به میان آمد: عدهای به وی ناسزا میگفتند، حضرت فرمودند:
«به مختار ناسزا نگوئید، زیرا او بود که قاتلین شهدای ما را کشت و انتقام خون، را از (دشمنان) گرفت و ... .»
( 7) امام صادق (علیه السلام) هم در مورد او فرمودند:
«(پس از حادثه کربلا)، هیچ زنی از زنان آرایش نکرد و خضاب نیست، تا زمانی که مختار، سر بریده ابن زیاد و عمر سعد را برای ما فرستاد»
از مجموع این احادیث به دست میآید که در شخصیت و حُسن عقیده مختار هیچ شک و شبههای نیست و قیام او مرضیّ خدا و اهل بیت پیامبر (صلى الله علیه وآله) بوده است. و از طلب رحمتی که حضرت سجاد (علیه السلام) در حق او نمودند، روشن میشود که مذهب و مسلک او امامی بوده است. بنابراین ایراد "کیسانی" بودن و دعوت مردم به سوی خویش و امامت محمد بن حنفیه وارد نیست. چون طلب رحمت از سوی ائمه (علیه السلام) برای شخصی که اعتقادش بر حق نباشد، جایز نیست.
شایان ذکر است که این اشتباه نوعا براى افرادی بیش آمده که از دستگاه سری امامت و وصایت در شرایط مختلف و موضوع وصایت محمد حنفیه در دوران نهضت کربلا مطلع نبوده اند؛ و لذا از برنامه جانشینی ایشان در غیاب امام حسین از مدینه و همجنین ایام آشوب زده بعد واقعه کربلا که حضرت سجاد در مخاطره بوده است؛ آگاه نبوده اند، این برنامه محمد حنفیه را ادعای مقابل امامت توهم کرده اند..

روز : شهادت نفس زکیه: محمد بن عبدالله بن الامام الحسن المجتبى (علیه السلام) سال 145 هجرت در انقلاب و نهضت در مدینه بر علیه منصور عباسی
بنابرنقلی ولادت حضرت امام زمان (علیه السلام)
شب : وقوع یکی از علایم ظهور
قبل از ظهور کسوف خورشید در غیر وقت طبیعی آن اتفاق می افتد، از آنجا که کسوف از نظر طبیعی در ایام محاق (28-29) اتفاق می افتد، و خسوف در لیالی بدر لذا وقوع کسوف در وقت خسوف (14) آیت الهی خاصی است و از علائم ظهور است.
شب چهاردهم ماه رمضان:
نماز شش رکعت است. در هر رکعت حمد و سى مرتبه اذا زلزلت و نیز در این شب چهار رکعت نماز کند بدو سلام در هر رکعت بعد ازحمد، یس و تبارک و توحید بخواند.
روز چهاردهم ماه رمضان:
بخواند: اللهم لاتواخذنى فیه بالعثرات واقلنى فیه من الخطایا و الهفوات و لاتجعلنى فیه غرضا للبلایا و الافات بعزتک یا عز المرسیلن المسلمین.
- ۹۲/۰۵/۰۱
- ۳۶۸ نمايش